آدم هاي بزرگ در باره ايده ها سخن مي گويند

آدم هاي متوسط در باره چيزها سخن مي گويند

آدم هاي كوچك پشت سر ديگران سخن مي گويند

 

آدم هاي بزرگ درد ديگران را دارند

آدم هاي متوسط درد خودشان را دارند

آدم هاي كوچك بي دردند

 

آدم هاي بزرگ عظمت ديگران را مي بينند

آدم هاي متوسط به دنبال عظمت خود هستند

آدم هاي كوچك عظمت خود را در تحقير ديگران مي بينند

 

آدم هاي بزرگ به دنبال كسب حكمت هستند

آدم هاي متوسط به دنبال كسب دانش هستند

آدم هاي كوچك به دنبال كسب سواد هستند

 

آدم هاي بزرگ به دنبال طرح پرسش هاي بي پاسخ هستند

آدم هاي متوسط پرسش هائي مي پرسند كه پاسخ دارد

آدم هاي كوچك مي پندارند پاسخ همه پرسش ها را مي دانند

 

آدم هاي بزرگ به دنبال خلق مسئله هستند

آدم هاي متوسط به دنبال حل مسئله هستند

آدم هاي كوچك مسئله ندارند

 

آدم هاي بزرگ سكوت را براي سخن گفتن برمي گزينند

آدمهاي متوسط گاه سكوت را بر سخن گفتن ترجيح مي دهند

آدم هاي كوچك با سخن گفتن بسيار، فرصت سكوت را از خود مي گيرند 

 

حکایت بانک زمان

تصور کنيد حساب بانکي داريد که در آن هر روز صبح 86400 تومان به حساب شما واريز مي گردد و شما فقط تا اخر شب فرصت داريد تا همه پول ها را خرج کنيد چون اخر وقت حساب شما خود به خود خالي مي شود.

در اين صورت شما چه خواهيد کرد ؟

البته سعي مي کنيد تا اخرين ريال را خرج کنيد!

هر يک از ما يک چنين حساب بانکي داريم ؛ حساب بانکي زمان!
هر روز صبح در بانک زمان شما 86400 ثانيه واريز و تا پايان شب به پايان مي رسد .
هيچ برگشتي در کار نيست و هيچ مقداري از اين زمان به فردا اضافه نمي شود.
ارزش يک سال را دانش اموزي که مردود شده ، مي داند.
ارزش يک ماه را مادري که فرزند نارس به دنيا اورده ، مي داند.
ارزش يک هفته را سردبير يک هفته نامه مي داند.
ارزش يک ساعت را عاشقي که انتظار معشوق را مي کشد.
ارزش يک دقيقه را شخصي که از قطار جا مانده .
ارزش يک ثانيه را ان که از تصادفي مرگبار جان به در برده ، مي داند.
باور کنيدهر لحظه گنج بزرگي است !
گنجتان را اسان از دست ندهيد!

به ياد داشته باشيد: 
زمان به خاطر هيچ کس منتظر نمي ماند!
فراموش نکنيد:
ديروز به تاريخ پيوست.
فردا معما است.
و امروز هديه است