خدا قول نداده آسمون هميشه آبی و باغ ها پوشيده از گل باشه

قول نداده زندگی هميشه به كامت باشه

خدا روزهای بی غصه و شادی های بدون غم و

سلامت بدون درد رو هم قول نداده

خدا ساحل بی طوفان، آفتاب بی بارون و خنده های هميشگی رو قول نداده

خدا قول نداده که تو رنج و وسوسه و اندوه رو تجربه نكنی

خدا جاده های آسون و هموار، سفرهای بی معطلی رو قول نداده

قول نداده کوه ها بدون صخره باشن و شيب نداشته باشن

رود خونه ها گل آلود و عميق نباشن

قول داده ؟

ولی خدا رسيدن يه روز خوب رو قول داده

خدا روزی روزانه ، استراحت بعد از هركار سخت و کمک تو كارها و عشق

جاودان رو قول داده . عجب روزی می شه اون روز

پس ناملايمات زندگی رو شکر بگو و فقط از خودش کمک بگير

که اوجاودانه است و بس

نااميدی مثل جاده ای پر دست اندازه که از سرعت کم می کنه

اما همين دست انداز نويد يه جاده صاف و وسيع رو بهت می ده

پس زياد تو دست انداز نمون

 

بی روی تو ، راحت ، زدل زار گریزد
چون خواب که از دیده بیدار گریزد
 
در دام تو یک شب، دلم ار ناله نیاسود
آسودگی از مرغ گرفتار گریزد
 
از دشمن و از دوست گریزیم و عجب نیست
سرگشته نسیم  ، از گل و از خار گریزد
 
شب تا سحر از ناله دل ، خواب ندارم
راحت به شب از چشم پرستار گریزد
 
ای دوست بیازار مرا، هرچه توانی
دل نیست اسیری که که ز آزار گریزد