چشمهاي باراني
چقدر دوست داشتم يک نفر از من مي پرسيد چرا نگاه هايت انقدر
غمگين است ؟ چرا لبخندهايت انقدر بي رنگ است ؟ اما افسوس
هيچ کس نبود هميشه من بودم و من و تنهايي پر از خاطره .آری با تو
هستم .. با تويي که از کنارم گذشتي... و حتي يک بار هم نپرسيدي
چرا چشم هايت هميشه باراني است

+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم مرداد ۱۳۸۸ ساعت 10:47 توسط دنياي خاطره
|
بنام خالق هستي