تو که آهسته می خوانی قنوت گریه هایت را، میان ربنای سبز دستانت دعایم کن، که محتاج دعای جمله یارانم..
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
خدا کند که بدانی چه قدر محتاج است، نگاه خسته ی من بر دعای چشمانت..
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
عشق یعنی همه چیز را برای یک هدف دادن و به پاداشش هیچ چیز نخواستن!
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
چه بسیار نگاه ها ...
در جهان سرگردانند كه در چشمی جای گیرند
و چه بسیار فریادهایی كه بر سنگ خاموش بوسه میزنند .
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
من و تو
برای رسیدن به هم
هیچ چیزی کم نداریم
به غیر از
یک معجزه!
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
من با تو چقدر ساده رفتم بر باد
تو نام مرا چه زود بردی از یاد
من حبه ی قند کوچکی بودم که
از دست تو در پیاله ی چای افتاد
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم دی ۱۳۸۸ ساعت 10:2 توسط دنياي خاطره
|
بنام خالق هستي