روزی دروغ به حقیقت گفت :میل داری با هم به دریا برویم و شنا کنیم ؟
حقیقت ساده لوح پذیرفت و گول خورد .
آن دو با هم به کنار ساحل رفتند وقتی به ساحل رسیدند حقیقت
لباس هایش را در اورد و دروغ حیله گر لباس های او را پوشید و
رفت . از ان روز همیشه حقیقت عریان و زشت است اما دروغ در
لباس حقیقت با ظاهری اراسته نمایان می شود
+ نوشته شده در یکشنبه دوم آبان ۱۳۸۹ ساعت 11:19 توسط دنياي خاطره
|
بنام خالق هستي